محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
492
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
است . به جاى منازل غمانگيز و موحش با غرفههاى كمنور و كمهوا منازلى نورگير و روشن با حياطى پهناور با آب جارى بنا نهادند . اين منازل سبك خاصى داشتند و هنوز نمونههاى آنها را در شهرهاى قديمى اسپانيا چون اشبيليه و غرناطه و شريش مشاهده مىكنيم . نه تنها در خانهها كه آثار معمارى اندلسى را در كليساهاى باستانى اسپانيايى و پرتغالى به عيان مىبينيم . طاقها و رواقها يكى از اين مظاهراند و برجهاى بسيارى از كليساهاى مشهور اسپانيا به همان نمط منارههاى مساجد اسلامى است . منارهء مشهور « الخيرالدا » در اشبيليه نمونهء بسى از برجهاى كليسا در جنوب اسپانيا شده است . تاثير هنر اسلامى به درون كليسا هم كشيده شده مثلا نمازخانهء دير سلطنتى برغش به شيوهء مساجد اسلامى ساخته شده است و بر روى آن گنبد مقرنس برافراشتهاند . چون خاك اسپانياى مسلمان كوچك شد و بسيارى از شهرهاى اندلسى به دست اسپانيا افتاد باشندگان ( مدجنون ) مدتها هنرهاى اسلامى را به كاخهاى اسپانياى مسيحى منتقل كردند . غرناطه معمارانى را به قشتاله مىفرستاد تا كاخهاى اسلامى قديم را در شهرهاى پيشين اندلس كه اكنون قشتاليان بر آنها استيلا يافته بودند تعمير كنند . اكنون به ناحيهء ديگرى از هنر اسلامى در اندلس مىپردازيم و آن موسيقى است . در ميان هنرهاى تمدن اسلامى موسيقى جاى خاصى دارد . رواج و شكوفايى اين هنر بخصوص در بغداد و قرطبه است كه تمدن اسلامى در آنجاها به دورهء عظمت و نضج خود رسيده بود . رونق و رواج موسيقى از اواخر قرن دوم هجرى در ظل دولت جوان عباسى بود . نخستين كسانى كه در موسيقى كتاب نوشتند الكندى و فارابى بودند . از قرن يازدهم ميلادى كتابهاى آنها به لاتينى ترجمه شد و اثر موسيقى شرقى در كتابهاى لاتينى موسيقى به وضوح آشكار است . علاوه بر نوشتهها ، راهها و شيوههاى موسيقى مشرق از طريق سماع به غرب منتقل شده است . اين امر به نوع خاصى بر اسپانياى مسلمان تطبيق مىكند ، كه در آنجا از اوايل قرن نهم ميلادى موسيقى رونق يافته است . اندلس از اوايل اين قرن از نهضت موسيقى شرقى اقتباس كرد . زرياب